تبليغاتX
دنیای که اعصا رو از کورا میدزدن
از دوست به یادگار دردی دارم گان هزاران درمان نخواهم داد

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو, من می ترسم.

مرد جوان: نه, اینجوری خیلی بهتره.

زن جوان: خواهش میکنم , من خیلی می ترسم.

مرد جوان: خوب, اما اول باید بگی که دوستم داری.

زن جوان: دوستت دارم, حالا میشه یواش تر برونی.

مرد جوان: منو محکم بگیر.

زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.

مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری, آخه نمیتونم راحت برونم. اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد, یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آیدو بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

 

· عشق یعنی ... احساس کنی که همهء دور و برت روعشق گرفته.

· عشق یعنی ... چیزی که از کلمات قویتره.

· عشق یعنی ... روی دریای خوشبختی شناور بودن.

· عشق یعنی ... بعضی وقتا بی حوصله شدن.

 

· عشق یعنی ... روی هم اسمای قشنگ گذاشتن.

 

· عشق یعنی ... چیزی که شما رو ثروتمندترین آدمای روی زمین می کنه.

· عشق یعنی ... بعضی وقتا جز ماه غمزده همدمی نداشته باشی.

· عشق یعنی ... جادوش کنی.

 

· عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که لحظات قشنگ زندگیت رو باهاش شریک بشی.

· عشق یعنی ... وقتی توی دنیا هیچ چیز جز خودتون دو تا اهمیت نداره.

                                       

 

· عشق یعنی ... دو چهره خندون.

· عشق یعنی ... یه بازی که تمومی نداره.

· عشق یعنی ... چیزی مثل برنده شدن توی بازی.

· عشق یعنی ... وقتی شب مهتاب برات شعر می خونه.

· عشق یعنی ... احساس کنی پاهات رو زمین بند نیست.

+ نوشته شده در  Mon 30 Jun 2008ساعت 1 PM  توسط محمد  | 

تنهایی غریب

وقتی همه چیز به خوبی پیش میره. وقتی با آرامش کنار ساحل عشق ایستاده ای و به افق نگاه میکنی. همین لحظه یه موج میادو .... قبل از اینکه تکون بخوری ....همه چیز تموم میشه .آره به همین راحتی

 

************************************

من می خواستم تو به من عادت نکنی، من به تو عادت کردم

می خواستم تو عاشقم نباشی، من عاشقت شدم

می خواستم من برات مثل بقیه باشم، تو برام از همه مهم تر شدی

نامه بي جواب

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي

آره بازم منم همون ديوونه هميشگي

فداي مهربونيات چه مي كني با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت؟

حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه

جاي نگاهت بدجوري تو صحن چشمام خاليه

ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه

از غصه ها هرچي بگم جون خودت بازم كمه

ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون

فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون

فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم

حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي

قسمت تو سفر شدو وقسمت من آوارگي

نمي دوني چقدر دلم تنگه براي ديدنت

براي مهربونيات، نوازشات ، بوسيدنت

به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته؟

يه قلب تنها و كبود هلاك يك نگاهته؟

من مي دونم همين روزا عشق من از يادت مي ره

بعدش خبر مي دن بيا كه دارد دوستت مي ميره

روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي؟

بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي

يه وقت من و گم نكني تو دود اين شهر غريب

يه سرزمين غربته با صد تا نيرنگ و فريب

فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه

غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه

چادر شب لطيفتو از روت شبا پس نزني

تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشكني

اگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خداي مهربون

راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم

رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

از وقتي رفتي آسمون مون پر كبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بدتره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه

سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه

گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه

مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه

تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره؟

دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره؟

از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون

همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون

يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره؟

داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره

يادت مي آد خنديدي و گفتي حالا بذار برم

تو رفتي و من حالا كنار در منتظرم

امروز ديدم ديگه داري من و فراموش مي كني

فانوس آرزوهامونو داري خاموش مي كني

گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست

با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست

عكساي نازنين تو باچند تا گل كنارمه

يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دليل زندگي با يه عمي دوست دارم

داغ دلم تازه مي شه اسمت و وقتي مي آرم

وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير؟

مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچ وقت نگير؟

حرف من و به دل نگير همش مال غريبيه

تو رفتي من غريب شدم چه دنياي عجيبيه

زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه

ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه

تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم مي شه

مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟

دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار

تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

فكر نكني از راه دور دارم سفارش مي كنم

به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش مي كنم

اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب

كه هر صفحش قصه چند تا درده و چند تا عذاب

مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن

نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن

يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره

منم همون كسي كه بيشتر از همه دوستت داره

 

هزگز نمینالم   نه من هرگز

نمینالم قرن ها نالیدن بس است

میخواهم فریاد کنم

اگر نتوانستم سکوت میکنم

خاموش مردن بهتر از نالیدن است

+ نوشته شده در  Mon 30 Jun 2008ساعت 1 PM  توسط محمد  | 

ای خدا این چه زندگیه

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...


چون دنيا يه روز تموم ميشه...

 

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
 
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
 
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...
 
نميخوام بگم که دوستت دارم.

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...


چون دنيا يه روز تموم ميشه...

 

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
 
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
 
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...
 
نميخوام بگم که دوستت دارم.

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...

 

دچار یعنی عاشق

                     و فکر کن چه تنهاست

                           که اگر ماهی کوچک دچار دریای بیکران باشد

     چه فکر نازک غمناکی...

                 نه وصل ممکن نیست

                                 همیشه فاصله ای هست

      اگر چه منحنی آب بالش خوبی است

                         برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر

                                         همیشه فاصله ای هست

                 دچار باید بود

                     وگر نه زمزه حیات میان دو حرف حرام خواهد شد

         و عشق...

                    سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست.

         و عشق ...

               صدای فاصله است

                       صدای فاصله هایی که غرق ابهامند

                                     ...همیشه عاشق تنهاست.

                        تنهایم خیلی قشنگه

انم چند تا عکس خیلی باحال از گلشیفته فراهانی مهدی سلوکی و

مهناز افشار  شهاب

آخر مد مهدی سولوکی

آخر شخصیت

آخر فس

اینم گلشیفته که هر چی بگم کم گفتم

تورو خدا این حس مادری و ببین

مادر

+ نوشته شده در  Fri 13 Jun 2008ساعت 2 AM  توسط محمد  |